|
کتاب"فناوری و اندوه شعر" که به تازگی ترجمه ی آنرا به اتمام رسانده ام ، مجموعه ی مقالاتی ست پیرامون شعر در وضعیت انقلاب دیجیتالی ، این مجموعه در شش فصل و در 135 صفحه منتشر شده است و موضوعات مهم شعر-الکترونیک را پوشش می دهد، نویسندگان این مقالات بطور قریب به اتفاق اساتید دانشگاه هستند و این مقالات از دیدگاهی آکادمیک ژانر شعر الکترونیک را بررسی می کنند، امیدوارم به زودی بتوانم کتاب دیگری را که در این زمینه در دست ترجمه دارم منتشر نمایم، فرمت پی دی اف کتاب "فناوری و اندوه شعر" که در وب سایتم قرار دارد را می توانید در آدرس زیر دانلود کنید.
+ نوشته شده توسط علی ابدالی در سه شنبه 1390/02/06 و ساعت
21:15 |
لذت اندیشه در انقلاب نوشتاری- یک ناکتاب است که مجموعه نوشته های من پیرامون شعرالکترونیک ، اندیشه، فلسفه و هنر در وضعیت انقلاب دیجیتال می باشد، این که می گویم ناکتاب نه که بخواهم آنرا در برابر کتاب قرار دهم و در یک پارادوکس آنرا تعریف کنم ، بلکه تمایل دارم این ناکتاب در وضعیتی آپوریایی خودش را در قلمرو اندیشه پیدا کند، نامقاله های این ناکتاب، نامتعارف هستند و کاربر برای خواندن آنها باید در فضایی سیال و وضعیتی دیجیتال مدام توسط سطرهای متحرک و هایپرلینک ها دچار گسست شود و بازی نشانه شناسیک را در فضایی چندرسانه ای دنبال کند، مدت ها بود که در این فکر بودم که این ناکتاب را چگونه منتشر کنم ، سرانجام به این جمع بندی رسیدم که ناکتاب نمی تواند دارای تعدادی محدود نامقاله و نیز زمان انتشار باشد، چرا که در ناکتاب همه چیز غیر خطی ست و ابتدا/انتها یک دوآلیسم است که به چالش کشیده می شود، به همین دلیل این ناکتاب هیچ گاه زمان انتشار نداشته و تا وقتی که زنده ام هر وقت که احساس لذت کنم فصلی را به آن می افزایم و بعد ازمن نیز شاید کسانی باشند که بخواهند آنرا ادامه دهند، این ناکتاب در آدرس وب شخصی ام منتشر شده است، برای این پست یک نامقاله ی نامتعارف از این ناکتاب را با عنوان "شعر الکترونیک و بازی آزادی در متن" را روی وب شخصی ام قرار داده ام لینک آن در زیر آماده است امیدوارم از خواندن آن لذت ببرید. لذت اندیشه در انقلاب نوشتاری-فصل اول: شعر الکترونیک و بازی آزادی درمتن
+ نوشته شده توسط علی ابدالی در سه شنبه 1389/11/12 و ساعت
10:11 |
"مدام کوشیدم تا فلسفه را به صحنه آورم ، صحنه ای که در آن حاکم نباشد"
ژاک دریدا کاباره نامکانی در نا زمان است که ناباوری به دلالت معنایی را در متن تکثیر و با انکار پایگان ارزشی کلمه از نشانه ای به نشانه ای دیگر می رسد ، در کاباره حضور ممکن نیست و تقابل های دو قطبی هیچگاه به تولید معنا نمی انجامند بلکه در فضایی آپوریایی رابطه ی دو قطبی مولف - مخاطب به چالش کشیده و هیچ دالی به مدلول بر نمی گردد و هر دال هچون دالی بر دال دیگر و در یک بستر متکثر و شناور با استقرار مخاطب - مولف های آنلاین به بازی گرفته می شود . در روایت های غیر خطی این مجموعه ی پلی ژانری هیچگاه به قطعیت معنایی نزدیک نمی شویم و با جابه جایی نظام چند رسانه ای (آوایی ، نوشتاری ، تصویری) شاهد گریز معنایی و تولید بی نهایت معنا در نهایت بی معنایی خواهیم بود ، کاباره پایان دیکتاتوری مولف و آغاز دمکراسی کلمه ست . در کاباره سه شخصیت (مولف - مخاطب) زن ، مرد ، شاعر مصنوعی (نه زن ، نه مرد ، هم زن هم مرد ) در یک نمایش اجرایی - الکترونیکی به بازی بی پایان دال ها دعوت و در لابيرنت های متعدد ادامه می روند . در شخصیت شاعر مصنوعی شما می توانید با دادن کلمه به شاعر مصنوعی شاهد سرودن شعر مورد علاقه تان توسط او باشید. در موقعیت های متعدد این مجموعه ی پرفورمنس ، مخاطب - مولف قادر به نواختن و ساختن آهنگ ، سرودن شعر در فضاهای متعدد ، کشیدن نقاشی ، اجرا شدن نمایش پرده ای و تماشای روایت های تصویری - سینمایی این مجموعه ی شعری ست. این مجموعه در دو زبان انگلیسی و فارسی سروده و اجرا شده که هنگام ورود به کاباره و نشستن پشت پیانو - کیبورد (شخصیت زن) ، و یا موقعیت گیتار (که قادر به نواختن آهنگ و سرودن شعر همزمان در آن ها هستید ) ، دکمه ی سمت راست ( شعر متحرک فارسی ) امکان ورود و ادامه شعر در زبان فارسی و دکمه ی سمت چپ (شعر متحرک انگلیسی) جهت ورود و ادامه ی شعر در زبان انگلیسی ست
+ نوشته شده توسط علی ابدالی در سه شنبه 1389/08/11 و ساعت
13:56 |
""از بركت ديوانگي هم به آزادي و هم به امنيت رسيده ام ، آزادي تنهايي و امنيت از فهميده شدن ، زيرا كساني كه ما را درک می کنند چیزی را در وجود ما به اسارت می گیرند ""
جبران خلیل جبران نوشتن در شرایطی که خیابان ها بوی خون می دهند ، بسیار سخت است. اما برای کسی که شعر بخشی از وجود اوست ، شعر گفتن خود رهایی ست ، شعر "طعم لب زن" از کارهای قدیمی و سروده های سال های سکوت می باشد، شعر ديجيتال پایینی بخشی از این مجموعه ی چند رسانه ای می باشد، به دلیل اینکه در محیط بلاگ قادر به انتشار این شعر نبودم آنرا در وب شخصی ام قرار داده ام، برای خواندن این شعر به این آدرس مراجعه نمایید. طعم لب زن + نوشته شده توسط علی ابدالی در چهارشنبه 1388/12/12 و ساعت
21:11 |
"در نوشته های هر خلوت نشینی پژواکی از بیابان های تهی به گوش می رسد" فریدریش ویلهلم نیچه دیروز پاییز بدجوری گیر داده بود، به جامه یی که داشت کم کم سبز می شد و نشد روزی را ببینیم که پاییز هیچ درختی را برهنه بر باد ندهد ، نگاهی به آسمان رفت و با لباس هایم کنار که آمدم چترش را به رخ باران کشید و خیابان های افسرده را قدم زدم، به حومه ی شهر که رسید سر از جایی درآوردم که تا چشم کار می کند افقی ست، تخت هایی که سال هاست خوابیده اند، آدم هایی که گورشان گم شده، چترم را بستم و زیر باران کمی دنبال گور خودم گشتم که سال هاست گم شده ، توی جلد خودم پیچیدم و به خاطراتم برگشتم، به سال های شعر و شور و هیجان که مرد ، آن روز ها هم پاییز بود اما کم رنگ تر ، آن روز ها هم "پاییز پدر سالار " را می خواندیم و می خندیدیم به "صد سال تنهایی" به فیلم "سکوت بره ها". آن روز ها هم وقتی پاییز پرسش مرگ را روی حیاط زندگی می ریخت با بچه ها آهنگ "هتل کالیفرنیا" را می نواختیم و به گورستان زندگی می خندیدیم مثل هنوز .
ربوت شاعر: بعد از رونمایی از ربوت حافظ 1 که نخستین ربوت شاعر می باشد، ربوت شاعر حافظ 2 که سیستم حرکتی آن آدم نما می باشد را بزودی رونمایی می نمایم ضمنا یادداشتی تحت عنوان "لذت اندیشه در بازی با ربوت شاعر" که بیشتر بحثی در حوزه ی زبانشناسی روبوت شاعر می باشد را برای درج در شماره ی آبان ماه جن و پری در اختیار خانم الیاتی قرار داده ام ، دوستانی که علاقمند به این موضوع تازه می باشند آنرا مطالعه نمایند و خوشحال می شوم اگر نظرات شان را برای من ایمیل کنند . شعر: مجموعه ی "سکوت بره ها" یک شعر چند رسانه ای ست که روایت های متعدد آن از لحاظ نشانه شناسیک و ارجاعات درون متنی دارای ارتباطی ارگانیک با هم می باشند . در روایت های مرکز گریز این اثر به فیلم کوتاه "بره ها به جهنم می روند " که کاری از خودم می باشد بر می خوریم که در ارتباطی بینابینی با شعر بوده وبه همین منظور هم تصویر برداری شده ، برش اول آن در پیوند با کلمات "زاویه" و "دوربین "و "سکانس "و برش دوم آن در پیوند با کلمه ی "نما" بوده و کل فیلم "بره ها به جهنم می روند " در پیوند با کلمه ی "فیلم" می باشد. کارهای گرافیکی و شعر های دیجیتالی را با استفاده از نرم افزار swishmax طراحی نموده ام ، شعرهای دیجیتالی که در محل نقطه های "سکوت بره ها" قرار دارند ، شعرهایی هستند که بصورت عمودی در صفحه قرار گرفته اند و با شروع سکوت در یک حلقه ی بینهایت تکرار می شوند . سکوت بره ها
از این زاویه دوربین نگاهش را به دهانم که می دوزد بی صدا توی گوگل گم می شوم ؤ با چند کلیک می رسم به شعری هیس! هیس! هیس! زبان بسته خفه خفه هیس! هیس! روی لب م کلیک که می شوی زندگی ازدهانم لبریزؤ(هیس!)پرانتزباز خفه این دوربین سالهاست که همه را به بازی گرفته خفه خفه ( کات! در سکانس بعدی لال می شوی ؤ سر از این دایره در می آوری
می برد به شاعررا به دست عصا کرده ؤ روی بع بع ها ها ها گله را صحنه زخمی بر دهان بره ها باز مانده... بع بع ها ها ها و چوپانی که خنده اش توی شعرم پیچیده ( کات بع بع ها ها ها از این نما آدمی که بر لب گور ایستاده
+ نوشته شده توسط علی ابدالی در یکشنبه 1388/08/03 و ساعت
1:24 |
|
|