با سلام
اولا امیدوارم مرا ببخشید به خاطر دیر به روز شدنم
دوما با دو مطلب و یک شعر منتظر ایده ها و نظرات شما عزیزان هستم
باور کنید با وجود همه ی گرفتاری ها آنچه که فکرم را مدت هاست
به خود مشغول کرده و مطالعاتم را در حوزه ی علوم انسانی
به خود معطوف کرده بیش از یک دیوار نیست
دیواری که با رشد تاریخ روز به روز بلند تر می شود و
بی شک معادلات سیاسی هزاره ی سوم را بیش از پیش پیچیده می کند
قرن هاست که در یک سوی این دیوار مسلمانان
ِ در یک سو یهودیان و در سوی دیگر مسیحیان به عبادت یک واحد می پردازند
و بر سر تصاحب این دیوار به منظور عبادت او تاریخ را به چالش می کشند .
علاقه ی من به این نقطه از جغرافیای سیاسی که مرکز اتصال انسان با خدا
در ادیان ابراهیمی بوده مرا بر آن داشت تا فیش هایی را که در دو سه سال اخیر
شامل مطالعات و تحقیق هایم در این مورد می باشد را به صورت یک کتاب جامع
با یک بررسی جامعه شناختی تاریخی و فلسفی که منعکس کننده ی
نظر اکثر صاحب نظران.. سیاست مداران و فیلسوفان جهان در مورد این نبرد تاریخی
می باشد را در قالب این کتاب با عنوان ""یک خدا یک دیوار و سه انسان ""
برای چاپ اماده نمایم که امیدوارم مورد استفاده ی شما عزیزان قرار گیرد
واما در مورد ارتش دریدا
اولا ممنونم از لطف همه ی دوستان
دوما عده ای از دوستان در کامنت های شان خواهان توضیح بیشتر
در مورد شعر اندیشه های ژاک دریدا شده اند که
به همین منظور سعی می کنم از این به بعد به صورت خلاصه
در مورد اندیشه ها وشخصیت دریدا در بلاگ ام بحث نمایم
هرچند که من لینک ژاک دریدا را در بلاگ ام دارم و دوستان می توانند
با مراجعه به این لینک در مورد دریدا بیشتر اطلاع کسب کنند .... در مورد
شعر هایم هم ( که البته در مورد آن در آینده بیشتر بحث می کنم )
باید بگویم که این شعر تحت تاثیر وضعیت پست مدرن و الهام گرفته
از اندیشه های ژاک دریدا و دیدگاه او در باب زبان می باشد
که در ادبیات جهان کاملا به هنر پیشرو تبدیل شده و به اعتقاد بنده
در زبان فارسی حتی بهتر می شود آنرا اجرا کرد . عده ای از دوستان
ابهامات ذاتی زبان فارسی را که در شعر های حقیر بیشتر نمود پیدا می کند
را به پای اندیشه های دریدا می گذارند که البته بی تاثیر هم نیست
ولی فراموش نکنیم که زبان فارسی خود دارای ابهامات فراوانی است
که برای طرفداران دریدا می تواند یک مزیت ولی برای مردم عامه
می تواند مشکل ساز باشد جالب اینجاست که چندی پیش
نشریه ی نیویورک تایمز مقاله ای را در مورد فرهنگ و زبان مردم ایران
چاپ کرده بود که بد نیست به بخش هایی از آن که بی ارتباط
با بحث ما نیست اشاره کنم این مقاله که بیشتر در مورد ابهام در
در صحبت های هیات مذاکره کننده هسته ای ایرانی می باشد
در جاهایی این ابهامات را به صورت تاریخی بررسی کرده وآنرا به
فرهنگ و زبان مردم ایران مرتبط کرده است به نوشته ی
نویسنده ی این مقاله در فرهنگ مردم ایران مرز بین کارکرد پیامی زبان
در ادای کلمات می تواند ۱۸۰درجه متفاوت باشد به عنوان مثال هنگامی
که در ایران یک نفر به دوستش در درب خانه می گوید
..."بفرما بریم خونه ".....ممکن است منظورش این باشد
که دیگر از دست شما خسته شده ام بروید ....
این مقاله بسیار جالب است که اگر وقت شود در آینده ترجمه آنرا
در بلاگ ام برای استفاده ی دوستان می گذارم ...
حال سوال من اینجاست اگر شعر در قالب همین زبان و فرهنگ
پیاده شود و آنهم شعر پست مدرن باشد وضعیت بسیار پیچیده
و البته می تواند منجر به اوج های هنر ناب شود ...
بحث در این مورد بسیار زیاد است که امیدوارم با شما دوستان عزیز
در این بلاگ این مساله را بیشتر بررسی کنیم.........
و این هم شعری از مجموعه ی جدیدم که منتظر انتشار است :
۱۱
از دو برج ریخته شدیم و
در پشت دیوار ندبه
در قایم موشک بازی پست مدرن
سایه سایه می شوی و
بمب !
بمب!
حالا توی این هواپیما ۱۱عقربه مرا به عقب پرتاب و
اجازه خانم !!!
من لای تقویم گیر کرده
که فرعون مومیایی اش را
در هالیوود بالا می آوری و ...
بمب!
بمب!
حالا ۱۱ عقربه عقب تر که می دوی
ابراهیم در کوره ی آدم سوزی هیتلر گریه می شوی و
اجازه خانم!
توی این شعر من اگر شما را عاشق شوی
هلو کاست بهتر است یا کوکا کولا ؟
اصلا مگر نه الف و نون انسان را زاید می شوی
پس کدام من را توی این کوره پخته و
بمب !
بمب!
شما مسافری تنهاست که از لای تقویم
افتاده و
اصلا ای دختران اورشلیم
این شعر توی کدام کتاب مقدس روییده
که من توی خودم افتاده و
عین چشم های شما خوابیده
از اهرام ثلاثه و مثلث دیوید
از ۱۱ بال این هواپیما
از ....
از ....
از .....