
نمی دانم از کجا و کدام حادثه ی این دهکده ی ناهمگون بنویسم از وضعیت دردناک دارفور سودان -اوضاع آشفته ی بغداد -کرانه ی غزه ویا وضعیت خطرناکی که آینده ی مردم شب زده ی ایران را تهدید می کند ...دیروز توی مترو میرداماد پسر بچه ی ۷ ساله ای دستم را گرفته بود و خواهش می کرد که یک فال حافظ از او بخرم یک فال از او گرفتم و پرسیدم کلاس چندمی ؟ برگشت و گفت مامانم می گه پول نداریم مدرسه به درد شما نمی خوره ...از وقتی بابام فوت شده من وخواهرم مجبوریم هر روز فال بفروشیم ...اشک توی چشم هام نشست آسمان روی سرم ریخت فال را باز کردم نوشته بود : "" واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند ..//// چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند ..."" ..با خودم فکرکردم مگر می شود بدون توسعه ی سیاسی و وجود دمکراسی واقعی و داشتن مطبوعات آزاد که هرگونه فساد اقتصادی را افشا کنند به توسعه اقتصادی و برابری و رفاه اجتماعی دست یافت ....و اما
اولین مجموعه ی e-poetry حقیر است که در ۲ماه آینده در فضای وب و بصورت یک بسته ی نرم افزاری و در سه زبان فارسی انگلیسی و فرانسوی وبا همکاری چند موسسه ی اینترنتی منتشر می شود در این مجموعه تلاش نموده ام تجربه های متفاوتی را ارائه دهم تجربه هایی در زمینه هنر دیجیتال که تاکنون بیشتر در ابرمتن ها و ابر داستان ها رواج داشته و توسط تئوریسین های معروفی که در زمینه ی hypertext فعال بوده اند نظیر michael joyce ..j.yellowlees douglas . .ted nelson..david bolter گسترش یافته است که البته اگر فرصتی پیش بیاید ترجمه ی بعضی از مقالات را در پست های بعدی برای استفاده ی علاقه مندان در بلاگ می گذارم ..همانطور که در شعر دراکولا در پست قبلی هم اشاره نمودم سعی حقیر بر این است که برای اولین بار در شعر با استفاده از تکنولوژی به فضا های جدید دست یابم در این مجموعه تلاش کرده ام با استفاده از ایجاد شبکه های تو در توی مجازی فضای چند بعدی را در قالب شعر تجربه نمایم ودر هر شعر اندیشه های فلسفی پست مدرن را با استفاده از امکانات هنر دیجیتال اجرا نمایم در شعر زیر که از شعر های این مجموعه می باشد تلاش نموده ام ضمن انکار پایگان ارزشی کلمه به رویا ی ازدواج کلمات و تولید زیر ساخت های توپولوژی فیدبک دار در ترکیب آسمان حامله دست یابم ...لطفا روی هر کلمه یا ترکیب که لینک دار کلیک کنید
نقاشی
خمیده تر از این پیپ
روی نقاشی ات دراز می کشم و
بر عکس این شعر
پیکاسو را جمهوری می شوی
نمی شوی
یعنی بی اجازه ی این راوی
هواپیما را توی آسمان حامله می کشی و 
روی این زمین کاغذی
آدمی تروریست را بمب اتم می شوم
اجازه آقای شاعر !!
شما توی کدام کتاب مقدس مرا بمب اتم می شوی
نه خانم ......من شما را عین این کلاغ می شوم
- که توی این قفس خواب از سرش پریده
-حالا تاریخ جنون گاوی را شعر می شود و
اصلا همین شما
که توی این مانیتورزل زده ای
شما مرا بی او تروریست می شوم ..
نمی شوی؟!