"در نوشته های هر خلوت نشینی پژواکی از بیابان های تهی به گوش می رسد"
فریدریش ویلهلم نیچه
دیروز پاییز بدجوری گیر داده بود، به جامه یی که داشت کم کم سبز می شد و نشد روزی را ببینیم که پاییز هیچ درختی را برهنه بر باد ندهد ، نگاهی به آسمان رفت و با لباس هایم کنار که آمدم چترش را به رخ باران کشید و خیابان های افسرده را قدم زدم، به حومه ی شهر که رسید سر از جایی درآوردم که تا چشم کار می کند افقی ست، تخت هایی که سال هاست خوابیده اند، آدم هایی که گورشان گم شده، چترم را بستم و زیر باران کمی دنبال گور خودم گشتم که سال هاست گم شده ، توی جلد خودم پیچیدم و به خاطراتم برگشتم، به سال های شعر و شور و هیجان که مرد ، آن روز ها هم پاییز بود اما کم رنگ تر ، آن روز ها هم "پاییز پدر سالار " را می خواندیم و می خندیدیم به "صد سال تنهایی" به فیلم "سکوت بره ها". آن روز ها هم وقتی پاییز پرسش مرگ را روی حیاط زندگی می ریخت با بچه ها آهنگ "هتل کالیفرنیا" را می نواختیم و به گورستان زندگی می خندیدیم مثل هنوز .

ربوت شاعر: بعد از رونمایی از ربوت حافظ 1 که نخستین ربوت شاعر می باشد، ربوت شاعر حافظ 2 که سیستم حرکتی آن آدم نما می باشد را بزودی رونمایی می نمایم ضمنا یادداشتی تحت عنوان "لذت اندیشه در بازی با ربوت شاعر" که بیشتر بحثی در حوزه ی زبانشناسی روبوت شاعر می باشد را برای درج در شماره ی آبان ماه جن و پری در اختیار خانم الیاتی قرار داده ام ، دوستانی که علاقمند به این موضوع تازه می باشند آنرا مطالعه نمایند و خوشحال می شوم اگر نظرات شان را برای من ایمیل کنند .
شعر:
مجموعه ی "سکوت بره ها" یک شعر چند رسانه ای ست که روایت های متعدد آن از لحاظ نشانه شناسیک و ارجاعات درون متنی دارای ارتباطی ارگانیک با هم می باشند . در روایت های مرکز گریز این اثر به فیلم کوتاه "بره ها به جهنم می روند " که کاری از خودم می باشد بر می خوریم که در ارتباطی بینابینی با شعر بوده وبه همین منظور هم تصویر برداری شده ، برش اول آن در پیوند با کلمات "زاویه" و "دوربین "و "سکانس "و برش دوم آن در پیوند با کلمه ی "نما" بوده و کل فیلم "بره ها به جهنم می روند " در پیوند با کلمه ی "فیلم" می باشد. کارهای گرافیکی و شعر های دیجیتالی را با استفاده از نرم افزار swishmax طراحی نموده ام ، شعرهای دیجیتالی که در محل نقطه های "سکوت بره ها" قرار دارند ، شعرهایی هستند که بصورت عمودی در صفحه قرار گرفته اند و با شروع سکوت در یک حلقه ی بینهایت تکرار می شوند .
سکوت بره ها
از این زاویه
دوربین نگاهش را
به دهانم که می دوزد
بی صدا
توی گوگل
گم می شوم ؤ
با چند کلیک
می رسم
به شعری
![]()
هیس! هیس! هیس! زبان بسته خفه خفه هیس! هیس!
روی لب م کلیک که می شوی زندگی ازدهانم لبریزؤ(هیس!)پرانتزباز خفه این دوربین سالهاست که همه را به بازی گرفته
خفه خفه
( کات!
در سکانس بعدی
لال می شوی ؤ
سر از این دایره
در می آوری
می برد
به
شاعررا
به دست
عصا
کرده ؤ
روی بع بع ها ها ها گله را
صحنه زخمی بر دهان بره ها باز مانده... بع بع ها ها ها و چوپانی که خنده اش توی شعرم پیچیده
( کات بع بع ها ها ها
از این نما
آدمی
سکوتی ست
که بر
لب گور
ایستاده