نمی دانم بازی از کجا شروع شد و در کدام ایستگاه تمام می شود ...همه ی ما مسافریم و در این قطار داریم خودمان را بازی می دهیم روزی دوستی که قلبش عاشقانه برای آزادی و برابری انسانها می تپید با خود زمزمه ای کرد که هیچ وقت آنرا فراموش نمی کنم برگشت و گفت :""وقتی به دنیا می آیی همه دارند می خندند و تنها تو داری گریه می کنی ...جوری زندگی کن که وقتی داری می میری ...تنها تو باشی که داری می خندی و ...بقیه گریه می کنند ""
و اما مرخصی کوتاه مدت از همه ی دوستان بلاگ نویس
به دلیل شروع فصل امتحانات و حجم فشرده ی درس ها و پروژه های درسی و به منظور تمرکز بر روی درس ها تا پایان امتحانات ناچارم از فضای جذاب ولی پر هیاهوی وب دوری کنم در این مدت دوستان حتما نظرات ارزنده شان را در قالب کامنت هایشان یا ارسال mail برای بنده بفرستند بعد از امتحانات اگر عمری باقی بود به همه ی این عزیزان سر می زنم و دوباره بلاگ ارتش دریدا فعال می شود ..
+ نوشته شده توسط علی ابدالی در پنجشنبه ۱۳۸۶/۰۳/۱۰ و ساعت
16:14 |