قسمتی از دیالوگ های پایانی" the English Patient "

سال ها پیش وقتی که برای اولین بار the English Patient اثر ماندگار Anthony Minghellaو نامزد ۱۲جایزه اسکار وبرنده ی 9جایزه ی اسکار را دیدم فکر می کردم که دیگر هیچ فیلمی نتواند این قدر روی من تاثیر بگذارد حالا چند سالی از آن موقع می گذرد و من هنوز بر این باورم که the English Patient یکی از بهترین آثار تمام تاریخ سینمای جهان است اثری که به شدت ملی گرایی را نکوهش می کند و جهان بدون مرز را می ستاید فیلمی که به اعتقاد بسیاری از منتقدین هالیوود بعد از "کازابلانکا " بهترین عاشقانه ی تاریخ متاخر سینمای جهان است ..داستان عشقی عجیب که در اواسط جنگ جهانی دوم اتفاق می افتد و زشتی جنگ را وبیهوده بودن آنرا با هنرمندی تمام نشان می دهد فیلم با موسیقی گابریل یارد که اسکار موسیقی هم به او داده شد بر اساس رمانی از Michael Ondaatje نوشته شده است و اینکه همه ی این کلمات را پشت سر هم چیدم تا این را بگویم که دهکده ی جهانی و جهان بدون مرز رویایی است که تحقق آن ممکن به نظر می رسد و تلاش دیکتاتورهای جهان سوم برای کشیدن دیوار به دور مردم کشورشان نتیجه نخواهد داد .. دنیای مجازی مثال خوبی برای نشان دادن اراده ی بشر برای گریز از این مرز هاست است ..توی این شبکه ی مجازی به هر کجای جهان که بخواهیم سفر می کنیم و همین نشانی از شکسته شدن این مرزهاست... مرزهایی که دیکتاتوری را توجیه می کنند و هنوز برای تداوم این مرزهای پوشالی انسانهای زیادی هر روز جان خود را ازدست می دهند و کم کم دامنه ی این مرزها از ملی گرایی به مرز بندی مذهبی تبدیل می شود و پدیده ای به نام تروریسم روز به روز در تلاش برای ترسیم مرزبندی های جدیدی در جغرافیای سیاسی جهان امروز است .جالب اینجاست که این کشتارها همگی به نام دین و حقیقت انجام می شود ...جنگ میان یهودی و مسلمان ..مسلمان و مسیحی و...که نشان از عدم شناخت حقیقت توسط این افراد دارد در این میان فقط باید لسان الغیب باشی که هفتصد سال بعد بیدار شوی و ...
"جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند"
و در این میان آزادی آرمانی ست تاریخی که زیر بنای تحقق سایر آرمانهای بشر می باشد که تنها در گرو تحقق این آرمان است که می شود به جامعه ی رویایی بشر که دارای امنیت.. صلح , عدالت و رفاه اجتماعی است رسید

در حلقه های تودرتوی این شعر به روایت هایی از فیلم "the English Patient " بر می خوریم که باگریز از مرکزیت شعر به ارتباطی درون متنی از زندگی در جهان متن می رسیم و همچنین در این شعر با عبور از نوشتار دو بعدی با گریز دریدایی در عمق و ایجاد گریز در زبان شیوه های تازه ای را از تلفیق ژانری به نمایش گذاشته ام ....
آزادی
ابری
می پوشم و از پس آسمان بر
می آیم
حالا بر عکس
اینجا کمی این
باران فیلم
می ریزم و کلمه ای از
در جستجوی ...
(ناگهان صدایی گریخت وو
از ابر ریخت وو توی
( با تو ام ! نقطه
توی این کنار ریخت
دنیای مجازی آسمان این که توی من
یا فت می نشود همه را
زنی ست
گشته ایم ما ..... فیلم کرده و پارک شد آزادی اصلا آزادی ( U ؟
پشت صحنه ی مردی ست همین می کنم و...
این بازی... که بر عکس اتاقی ست chat
( کات .... زیست که توی آن با شما